محمد مهدى ملايرى

76

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

چنان كه ملاحظه مىشود ابن مقفع زبان پهلوى را كه از جمله لهجه‌ها يا زبانهاى فارسى شمرده منسوب به پنج شهر غربى و شمال غربى ايران دانسته و سرزمين پهله را هم جز همين مناطق نمىشناخته و از اين امر مىتوان چنين فهميد كه در اين دوران كه شامل اواخر عصر ساسانى و اوائل دوران اسلامى مىشود پهله جز به اين مناطق و پهلوى جز به لهجهء بومى اين مناطق اطلاق نمىشده و آنچه دربارهء زبان پهلوى ( پارتى ) يا پهلوى شمالى و همچنين مناطقى كه در شرق و شمال ايران پهله خوانده مىشده‌اند كه برخى از نويسندگان آن را در مباحث زبان‌شناسى ايران مطرح ساخته‌اند مربوط به دوره‌هاى خيلى قديمتر مىشود كه شايد در اين دوران هم ناشناخته بوده‌اند . مويد اين امر مطلبى است كه در المسالك و الممالك ابن خردادبه يعنى قديمىترين كتابى كه در شناخت راهها و سرزمينها به زبان عربى تأليف شده و چنان كه خواهد آمد آن هم معرف دوره‌هاى اخير دوران ساسانى است ذيل عنوان « بلاد البهلويين » آمده كه در آنجا هم تنها همين مناطق با كمى اختلاف سرزمين پهلويها شمرده شده نه جاى ديگر . « 1 » يكى از ايرادهائى كه براين روايت ابن مقفع گرفته شده اين است كه در آن زبان سريانى كه خود زبانى سامى و غير ايرانى است جزء زبانهاى فارسى شمرده شده و اين را از اشتباهات ابن مقفع شمرده‌اند « 2 » در صورتى كه اگر در همين روايت بيشتر دقت شود نه تنها ايرادى در آن نمىتوان يافت بلكه برعكس مىتوان از خلال آن ، هم يكى از لهجه‌هاى ناشناخته زبان فارسى را شناخت و هم براى بعضى مسائل زبان فارسى در اين دوران انتقال پاسخهاى بهترى يافت . ابن مقفع در اين روايت از زبان سريانى سخن نمىگويد بلكه از لهجه يا گونه‌اى از زبان فارسى نام مىبرد كه آن را فارسى سريانى خوانده يعنى فارسىاى

--> ( 1 ) . ابن خردادبه ، المسالك و الممالك . ( 2 ) . بهار ، سبك‌شناسى ، ج 1 ، ص 27 - محمد معين مقدمه برهان قاطع ص 30 به نقل از پورداود ، فرهنگ ايران باستان ، ج 1 ، ص 161 بدين عبارت « سريانى شعبه مهمى از زبان آرامى شرقى از سلسلهء زبانهاى سامى است نه هند و اروپائى و آريائى و به تحقيق ايرانى نيست . اين اشتباه از آنجا برخاسته است كه زبان و خط سريانى در ايران عهد ساسانى رواج داشته است .